شیرین عبادی؛ حقوق‌دان، قاضی سابق دادگاه، فعال حقوق بشر، نویسنده و مدرس ایرانی است. او از نخستین قاضیان زن در ایران و تنها ایرانی و مسلمانی است که جایزه صلح نوبل را دریافت کرده‌است. کمیته جایزه صلح نوبل علت انتخاب خود را، تلاش عبادی برای ترویج مردم‌سالاری و رعایت حقوق بشر در ایران به ویژه در مورد حقوق زنان و کودکان در سال ۲۰۰۳ میلادی اعلام نمود.

«انتخاب خبر» پیرامون مهمترین مسائل سیاسی و حقوق بشری در ایران به گفتگو با خانم شیرین عبادی پرداخته است که از نظر می گذرانید.

Shirin Ebadi 1

«انتخاب خبر» یک رسانه رسمی است که در داخل ایران فعالیت می کند. طی ماه های اخیر، این رسانه نسبت به انجام مصاحبه هایی با شخصیت های سیاسی ایرانی خارج از کشور اقدام نموده است. برای اولین بار گفتگویی با آقای علیرضا نوری زاده انجام گردید که انجام این مصاحبه در تاریخ 40 ساله جمهوری اسلامی ایران از طرف یک رسانه رسمی و داخلی بی سابقه بود. سپس با آقای رضا علیجانی، فعال سیاسی ملی – مذهبی که به طور اجباری از ایران خارج شدند و اکنون مقیم اروپا هستند مصاحبه ای انجام گردید. و اما این بار قرعه به نام حضرتعالی درآمد تا با سرکار به عنوان برنده جایزه نوبل صلح سال 2003 گفتگو کنیم.

اما اقدام «انتخاب خبر» در مصاحبه با چهره های مخالف و منتقد جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، چه پیامی می تواند داشته باشد؟
انجام این مصاحبه ها یک پیام بسیار نیکویی را به ایرانیان سراسر دنیا مخابره می کند. این اقدام «انتخاب خبر» نشان می دهد همه ایرانیان در سرتاسر کره زمین متعلق به یک سرزمین و یک وطن هستند و سرنوشت این وطن برای همه آن ها مهم است. صرف نظر از اینکه برخی ایرانیان بنا به دلایل سیاسی مجبور به مهاجرت از میهنشان شده باشند، باز هم این وطن، وطن است و بهبود آن دغدغه خاطر همه ایرانیان.

شرایط امروز سیاسی – اقتصادی – اجتماعی ایران چگونه قابل تحلیل و ارزیابی است؟
شرایط امروز کشور متأسفانه آرام نیست و جو متشنج شده است. انباشت مطالبات معوقه شهروندان هم از جهت سیاسی و هم از جهت اقتصادی باعث مشکلاتی شده است که اکنون می توان آن را به صورت تظاهرات خیابانی و اعتراضات مسالمت آمیز مدنی مشاهده کرد. ادامه این وضعیت مسلماً به مصلحت کشور و ملت نیست و به همین دلیل فکر می کنم دست اندرکاران حکومت هر چه زودتر باید به خواست مردم رسیدگی و توجه کنند.

جنابعالی این حرکت های اعتراضی که در دی ماه 1396 رخ داد را چگونه ارزیابی می کنید؟ این اعتراضات چه پیامی برای کل حاکمیت داشت؟ آیا به نظر شما این اعتراضات سرکوب شد یا اینکه خیر، مطالبات همچنان وجود دارد؟
طبق قانون اساسی؛ تجمعات، راهپیمایی ها و اعتراضات به شرط آنکه مسالمت آمیز و مخل به مبانی اسلام نباشند آزاد است و احتیاج به کسب مجوزی هم نیست. قانون اساسی، میثاقی بین حکومت و مردم است. پس وقتی که مردم مشاهده می کنند مراجعات آن ها به ادارات دولتی پاسخ نمی دهد، به خیابان می آیند بلکه از این طریق ندای خودشان را به گوش مسئولین برسانند تا مسئولین کشور درصدد چاره جویی برآیند.

یکی از این بیرون آمدن ها و اعتراضات خیابانی در دی ماه سال گذشته صورت گرفت که بسیار گسترده بود و طبق اطلاعاتی که من از طریق رسانه های داخل کشور خواندم بیش از 70 شهر ایران درگیر این اعتراضات بودند.

با وجود اینکه این اعتراضات مسالمت آمیز بود و در هیچ یک از گزارش ها خشونت و یا حمل اسلحه از سوی مردم گزارش نشده بود اما مشاهده گردید که متأسفانه برخورد نادرستی با مردم شد و از جمله نیروی انتظامی اعلام کرد که 3700 نفر دستگیر شدند.

در اعتراضات مردمی در دی ماه 1396، آمدن مردم به خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و بدون حمل اسلحه صورت گرفت، حتی این تجمعات و اعتراضات مخل به مبانی اسلام نبود، پس چرا باید 3700 نفر طبق گفته نیروی انتظامی دستگیر شوند؟ البته طبق اطلاعات دیگری که از سوی مردم گزارش شده است میزان دستگیری ها بسیار بیش از این بوده است، اما من مبنا را همان حرف نیروی انتظامی می گذارم. در این اعتراضات همچنین متأسفانه تعدادی هم مجروح و تعدادی کشته شدند.

اما صحبت بر سر این است که این افراد را چه کسی کشت؟ و از همه مهم تر، این افرادی که کشته شدند چه کسانی بودند و اسامی آن ها کجاست و چرا رسانه های داخل کشور و افرادی که دست اندرکار اطلاع رسانی هستند حاضر نشدند تحقیقی در این زمینه داشته باشند. با انجام این کار، اسامی افراد کشته شده بیرون می آمد و خانواده قربانیان می توانستند مرگ عزیزان خودشان را دادخواهی کنند.

در این اعتراضات؛ افرادی کشته، دستگیر یا مجروح شدند. ممکن است که صدای معترضین موقتاً قطع شده باشد، ولیکن همه باید در نظر داشته باشند که فریاد آن ها فردا بلندتر خواهد شد. آیا می توان تصور کرد بچه ای که پدرش در یک تجمع مسالمت آمیز مدنی کشته شده است آرام گیرد؟ مگر نه اینکه اعتراض طبق قانون اساسی حق پدر این کودک بوده است؟ مسلماً حق این کودک است که اعتراض داشته باشد. پس برای اینکه خانواده های قربانیان تجمعات و اعتراضات دی ماه را آرام کرد راهی جز اجرای عدالت نیست؛ یعنی رسیدگی کردن به اینکه چه اتفاقی افتاده است، چه شده است و اگر جرمی هم اتفاق افتاده است به آن جرم رسیدگی شود.

هر چند اعتراضات خیابانی دی ماه سال 1396 تمام شد، اما مطالبات مردم تمام نشده است و بلکه می توان گفت انبوه تر هم شده است؛ یعنی هر لحظه این مطالبات به صورت شدیدتر ممکن است مطرح شود و اتفاق افتد.

حرف من این است که حوصله مردم هم حدی دارد، تا یک حدودی می شود با خواهش جامعه مدنی، مردم را آرام نگاه داشت و به این مردم گفت که اگر حرفی هم می زنند با مسالمت و با ملایمت باشد و دست به خشونت نزنند. اما تا چه زمانی؟ بالاخره یک سال دیگر، دو سال دیگر یا 10 سال دیگر صبر مردم یک جایی سر می آید.

بنابراین تمام تلاش من و سایر افرادی که به آینده ایران علاقه دارند این است که حکومت جمهوری اسلامی ایران را متوجه این وضعیت کنند و آن ها را وادار به پاسخگویی به مردم و توجه به خواست های برحق مردم کنند.

آیا حضرتعالی خود را یک چهره مخالف و اپوزیسیون برای جمهوری اسلامی ایران تلقی می کنید که بیانیه رفراندوم مبنی بر گذار از رژیم فعلی به رژیم دموکراتیک و سکولار را امضا نموده اید؟
من باید بگویم که اپوزیسیون نیستم. لغت اپوزیسیون به مخالف سیاسی اطلاق می شود. من مدافع حقوق بشر هستم. کارهای من سمت و سوی سیاسی ندارد، و اگر هم بیانیه ای را امضاء کرده ام که در آن درخواست رفراندوم شده است، برای این بوده است که کشور از شرایط موجود خارج شود. باید بگویم امضای بیانیه رفراندوم از سوی اینجانب یک حرکت سیاسی نیست، زیرا همانگونه که در ابتدای سخنانم گفتم شرایط ایران ملتهب است و امکان فروپاشی وجود دارد.

در فروپاشی؛ اغتشاش، آنارشیسم و خیلی چیزهای دیگر ممکن است پیش آید و این شرایطی است که به حقوق بشر صدمه می زند. به عبارت دیگر، صلح زیربنای حقوق بشر است.

در یک جامعه جنگ زده مثل سوریه یا در یک جامعه ملتهب مثل افغانستان که جنگ رسمی وجود ندارد، صحبت از حق تحصیل یا حق برابری زن یا آزادی بیان یک مورد لوکس محسوب می شود زیرا در یک جامعه جنگ زده و بحران زده همه به فکر جان خودشان هستند. بنابراین برای پیشرفت وضعیت حقوق بشر در کشور ایران احتیاج به یک جامعه آرام است و نه جامعه ای ملتهب یا خدای ناکرده جنگ زده.

از همین جهت است که من صلح را زیربنای حقوق بشر می دانم و در زمانی هم که در ایران به سر می بردم شورای ملی صلح را در کانون مدافعان حقوق بشر پی ریزی کردم. الآن هم که به خارج از کشور مهاجرت اجباری و عزیمت کرده ام، بعد از گذشت چندین سال وقتی که شرایط کشور را ملتهب یافته ام وظیفه خود می دانم که به ارائه راه حل بپردازم. از نظر من، بهترین و مسالمت آمیزترین راه حل این است که مردم پای صندوق رأی بروند و در این صورت یک رفراندوم مسالمت آمیز برگزار کرد.

عده ای بر من این ایراد را می گیرند که «اگر تو مدعی هستی که حکومت ایران اصلاح ناپذیر است پس چگونه ممکن است که این حکومت تن به رفراندوم بدهد؟ و آیا نمی ترسی که ایران تبدیل به سوریه بشود؟» و من در پاسخ به این افراد که اتفاقا از راه دلسوزی هم این حرف ها را می زنند می گویم: فراموش نکنید که در آفریقای جنوبی چه اتفاقی افتاد؟

در زمان آپارتاید، سفید پوستان کاملاً در قدرت بودند، همه اختیارات را هم داشتند، اما مقاومت مداوم و مسالمت آمیز مردم رنگین پوست موجب شد که حکومت سفیدها متوجه بشوند بیش از این اگر بخواهند پافشاری کنند کشور خودشان را نابود کرده اند. آن ها آمدند تن به تقسیم قدرت با مردم دادند و این درایت در رنگین پوستان به رهبری نلسون ماندلا بود که در مقام انتقام جویی هم بر نیامد و کشور در نتیجه نجات پیدا کرد، به هرج و مرج نیفتاد، اقتصاد خراب نشد و ضمناً آن دموکراسی که مردم آفریقا آرزومند بودند اتفاق افتاد. یا نگاه کنید در اروپای شرقی چه اتفاقی افتاد؟ بنابراین این مطلب که من عنوان کردم حکومت اصلاح ناپذیر است، و حکومت باید تن به رفراندوم بدهد، به هیچ وجه منافاتی با همدیگر ندارد.

چه اصلاحاتی باید در کشور صورت گیرد و چه کسی باید اصلاحات را انجام دهد؟
طبیعی است که اصلاحات باید به وسیله حکومت انجام گیرد، اصلاحاتی که بنیادین باشد و جنبه اصلاحات داشته باشد و نه مُسَکِن. به عنوان مثال وقتی کارگران اعتراض می کنند که دستمزدشان کم است و کفاف یک زندگی شرافتمندانه را نمی دهد، اگر به جای 20 درصد اضافه حقوق به کارگران معترض 25 درصد اضافه حقوق داد، این اقدام یک مُسَکِن است، برای اینکه باز هم فقر آن ها در جای خودش باقی می ماند. پس باید علاج ها قطعی تر و پایه ای تر باشد.

مثان دیگر، وضعیت زنان است؛ مشاهده می شود که دختران و زنان داخل ایران به علامت اعتراض به حجاب اجباری به خیابان می آیند، با قبول خطر دستگیر شدن و به زندان رفتن باز هم روسری خودشان را بر می دارند و سر یک تکه چوب می کنند و می گویند که «ما مخالف حجاب اجباری هستیم.»

حالا اگر به معترضان گفته شود– چنانچه برخی اصلاح طلبان گفتند- که: «خب عیب ندارد، شما اعتراض کنید، روسری سرتان باشد، بروید اعتراض کنید.» این یک راه حل درستی نیست، زیرا که زنان 40 سال است که روسری بر سر دارند و اعتراض هم می کنند و به جایی نرسیدند.

اگر هم عده ای معترضان را دستگیر کنند، این اقدام هم درست نیست، برای اینکه چنین اقداماتی بارها تجربه شده و اصلا جواب نداده است. باید به حرف زنان و دختران مخالف حجاب اجباری رسیدگی کرد و به خواست این ها توجه کرد نه به صورت مُسَکِن، بلکه به صورت راه حل.

مشاهده می شود که برخی اصلاح طلبان خانم ها را راهنمایی می کنند که «خُب، شما حق دارید با حجاب اجباری مخالف باشید، اما روسری خود را سرکنید و بروید در خیابان و بگویید که اعتراض دارید». این هم راه حل نیست. زنان ایرانی در این صورت خواهند گفت که «40 سال است که روسری سرمان است و اعتراض هم کردیم اما به جایی نرسیده ایم. خُب، ما خسته شده ایم.»

یا اصلاح طلب دیگری می گوید: «حجاب که باید باشد منتهی ما آن را شل کردیم. الآن ببینید نصف موی زنان بیرون است و حرفی زده نمی شود، خُب همینطور ادامه بدهید دیگر ». این حرف هم علاج نیست. من وقتی که صحبت از اصلاحات می کنم، اصلاحاتی است که مردم را راضی می کند و جو ملتهب را آرام می کند.

آیا شما حاضر به تلاش برای رفع تنش در کشورتان هستید؟ آیا حاضر هستید به داخل کشور ایران دعوت شوید تا با جمهوری اسلامی ایران سر یک میز قرار گیرید و در قالب یک گفت و گوی ملی با نظام جمهوری اسلامی ایران، این نظام را برای برون شد از وضعیتی که امروز کشور و مردم در آن گرفتار هستند کمک و همیاری نمایید؟
البته که حاضر هستم و تلاش هم می کنم. تمام تلاش من هم در طی 40 سال گذشته همین بوده است. اینکه من در طی 40 سال گذشته دائماً انتقاد از نقض حقوق بشر انتقاد می کرده ام برای این بوده است که به اینجا نرسیم. فریادهای آن زمان من یعنی فریادهای 30 ساله من برای این بود که ایران به اینجا نرسد، و الآن هم هر خدمتی که از من بر بیاید برای مردم کشورم انجام خواهم داد.

پس حاضر هستید که به ایران بازگردید؟
طبیعتاً اگر امکان فعالیت حقوق بشری برای من و سایر مدافعان حقوق بشر در داخل ایران فراهم نباشد بازگشت من به کشورم بی فایده است، و اگر شرایط فعالیت فراهم باشد باید نخست مدافعان حقوق بشر که امروز بی خود و بی جهت در زندان هستند آزاد شوند.

الآن تعدادی از مدافعان حقوق بشر که شناخته شده هم هستند در زندان به سر می برند. کانون مدافعان حقوق بشر و تعدادی از نهادهای مدنی بدون دلیل خاصی و برخلاف قانون بسته و تعطیل شده اند. در چنین شرایطی صحبت از اصلاحات و آشتی ملی و حقوق بشر غیر ممکن است. بنابراین وقتی که شرایط در داخل کشور فراهم شود و بتوان فعالیت حقوق بشری کرد حتماً به ایران بازخواهم گشت. تمام عمر من در 40 سال گذشته وقف بهبود حقوق بشر در کشورم بوده است، و الآن هم چیزی عوض نشده است.

بحث حقوق بشر را مطرح فرمودید. آیا در دوران آقای روحانی بهبودی در وضعیت حقوق بشر ایران انجام شده است؟
متأسفانه وضعیت حقوق بشر در زمان آقای روحانی بهتر نشد و حتی می توانم بگویم که وزارت اطلاعات به همان شیوه قبل عمل می کند و مدافعان حقوق بشر را دستگیر می کند.

آقای روحانی بارها گفته اند که «ما شکایتی از کسی نداریم و چرا این دستگیری ها پای دولت نوشته می شود، قوه قضائیه است که مردم را به زندان می اندازد و حکم صادر می کند»، و من در پاسخ آقای روحانی بارها گفته ام که شاکی پرونده های فعالین حقوق بشری، وزارت اطلاعات است، از جمله مثلاً در پرونده همکار عزیزم خانم نرگس محمدی که من پرونده ایشان را به شخصه دیده ام و به شخصه می دانم، شاکی وزارت اطلاعات است و کافی است که آقای روحانی به وزارت اطلاعات که زیرمجموعه قوه مجریه است بگویند که شکایت را از روی پرونده متهمان سیاسی بردارد. در این صورت قوه قضائیه مجبور می شود آن ها را آزاد کند.

اما از این طرف، یکی از کارمندان قوه مجریه یعنی وزارت اطلاعات، یعنی کارمند زیر دست آقای روحانی شکایت می کند، پرونده ساخته می شود و بعد قوه قضائیه محکوم می کند. حالا رئیس جمهور می گوید: «به من ارتباطی ندارد، من مقصر نیستم». اما قانون، استدلال ایشان را قبول نمی کند.

وضعیت کشور در هیچ زمینه ای بهتر نشده است. حتی وضعیت اقتصادی هم بهتر نشده است. در مورد نقض حقوق بشر وضعیت بهتر نشده است و متأسفم که فقط در این کشور طی دوران ریاست جمهوری آقای روحانی حرف های بهتری زده شد، حرف ها البته بهتر است، ملایم تر است، ولیکن در عمل من تغییری احساس نکرده ام.

آیا این حرکتی که «انتخاب خبر» به عنوان یک رسانه داخلی و رسمی در جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه با خود جنابعالی و برخی شخصیت های سیاسی و حقوق بشری در داخل و خارج کشور انجام می دهد، یک اتفاق نوظهور در راستای حقوق بشر، آزادی بیان و آزادی مطبوعات و رسانه ها در تاریخ 40 ساله جمهوری اسلامی ایران قلمداد نمی شود؟
این اتفاق بسیار خوبی است، اما دلیل برآزادی مطبوعات نیست. وقتی که خبرنگاری را در مشهد دستگیر می کنند و با دستبند به دادگاه می آورند، آن را هم نباید فراموش کرد.

وقتی که گفته می شود وضعیت حقوق بشر بهتر نشده است تنها به یک مورد نگاه نمی شود، به مجموع صحنه نگاه می شود، و این حرف فقط سخن من نیست. گزارشگران سازمان ملل متحد که بی طرف هستند هم اتفاقاً همین حرف را می زنند.

همانطور که استحضار دارید، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به زودی تصمیم خودش را برای ماندن یا نماندن در برجام اعلام می کند. یکی از مظاهر خروج آمریکا از برجام می تواند وخیم تر شدن اوضاع کشورمان باشد و در این صورت مردم ایران قطعاً بیشتر متضرر خواهند شد.

حضرتعالی به عنوان برنده نوبل صلح و حقوق بشر و همچنین فعال حقوق بشری بین المللی چه پیامی برای آمریکا و اروپا دارید؟
من همواره گفته ام که با تحریم اقتصادی ایران مخالف هستم، زیرا که باعث صدمه به مردم ایران می شود. خروج آمریکا از برجام تحریم ها را مجددا برقرار می کند یا به عبارتی تشدید می کند، اما چنین اقدامی نقض حقوق بشر مردم ایران خواهد بود و تحریم های اقتصادی به ضرر مردم ایران تمام خواهد شد، در نتیجه من کاملاً مخالف خروج آمریکا از برجام هستم.

آمریکا همواره ادعا داشته که به حقوق بشر در ایران توجه می کند. پس این کشور به دلیل نقض نشدن حقوق بشر در کشور ایران باید اقداماتی انجام دهد که به مردم ایران صدمه و آسب وارد نشود، اما در عین حال حکومت متوجه رفتارش باشد و رفتارش را تصحیح کند. در این راستا من پیشنهاد می کنم که استفاده از ماهواره های بین المللی برای حکومت ایران ممنوع باشد. اگر این تحریم ماهواره ای برقرار شود، تلویزیون های برون مرزی ایران که به زبان های غیرفارسی برنامه پخش می کنند مثل پرس تی وی و العالم قطع می شوند. از چنین تحریمی، مردم ایران صدمه نمی بینند، اما حکومت متوجه می شود که باید رفتارش را عوض کند.

همیشه بحث من با یک عده ای که مخالف تحریم اقتصادی بوده اند این است که می گویم من هم مخالف تحریم اقتصادی هستم، اما به جای آن تحریم سیاسی را مطرح می کنم. البته اگر من بگویم که اصلاً تحریمی علیه ایران صورت نگیرد، به معنای آن خواهد بود که من طرف حکومت ایران با تمام اشکالات آن هستم، در حالی که من به حکومت اشکالاتی می گیرم و جامعه بین المللی باید کاری کند که حکومت متوجه شود که رفتارش غلط است.

در این توجه به رفتار غلط حکومت جمهوری اسلامی ایران، به مردم نباید صدمه و آسیب وارد شود؛ به مردم چه مربوط است که حکومت چه می کند، که بنا باشد جلوی تحصیل فرزندان ملت ایران گرفته شود یا برای مردم ایران ویزا صادر نشود یا قیمت ارز افزایش پیدا کند؟ هدف این است که اگر می گویند حکومت از حقوق بین الملل عمومی تخطی کرده است و به کشورهای دیگر تجاوز می کند، به مردم ایران چه ارتباطی دارد که آن ها مجبور باشند گوشت را هر روز گران تر خریداری کنند؟

مردم باید در این شرایط چه کار کنند؟ پس بنابراین اگر جهان می گوید که حکومت ایران تخلف کرده است باید تحریم ها متوجه حکومتی باشد که تخلف کرده است نه متوجه مردم، به همین دلیل من فقط نمی گویم که تحریم اقتصادی بد است، بلکه می گویم تحریم اقتصادی بد است چون مردم صدمه می خورند.

اگر جهان می خواهد حکومت ایران را تنبیه کند، به جای اعمال تحریم های اقتصادی تحریم سیاسی اعمال کند. یکی از مصادیق تحریم سیاسی، تحریم ماهواره ای است.

حرف من این است و خوشحال هستم که «انتخاب خبر» این پرسش را مطرح کرد، برای اینکه رسانه هایی مانند: فارس، تسنیم و... دائماً می گویند که عبادی به جامعه جهانی می گوید ایران را تحریم کنید. خُب من جوابی به سخنان بیهوده این رسانه ها ندارم. به دروغ همیشه حرف زده اند، این یکی هم روی بقیه حرف هایشان. اما من همیشه مخالف تحریم اقتصادی بوده ام ولیکن در عین حال وقتی که یک حکومتی به قواعد بین المللی توجه نمی کند دنیا باید چه کار کند؟ جنگ کند که بد است، تحریم اقتصادی که بد است. باید جهان یک کاری کند که مردم صدمه نبینند، حالا اگر تلویزیون های برون مرزی ایران هم قطع شد مردم که صدمه نمی بینند، ولیکن حکومت حداقل متوجه می شود که دنیا بی حساب و کتاب هم نیست، و باید این حکومت در داخل کشور متمرکز شود و به کار خود در داخل کشور بپردازد.

البته در اینجا باید یک نکته بسیار مهم به عرض برسانم؛ یکی از مشکلات امروز ایران این است که سرمایه گذاری خارجی خیلی کم در این کشور صورت گرفته است، در نتیجه ایجاد اشتغال برای خیل عظیم بیکارانی که در کشور وجود دارند دشوار شده است.

این که چرا رغبت به سرمایه گذاری در ایران کم است فقط تماماً به مسئله تحریم ها باز نمی گردد، قسمتی هم باز می گردد به جو ملتهب داخل ایران. یعنی سرمایه گذار خارجی وقتی که می بیند در یک کشوری آرامش نیست و مردم برای اینکه حرف خودشان را بزنند مجبور هستند در خیابان بیایند، می ترسد و سرمایه گذاری نمی کند، در نتیجه عدم سرمایه گذاری خارجی در ایران قسمتی هم مربوط است به خود حکومت؛ یعنی نقض حقوق بشر.

حکومت باید کاری کند که مردم راضی باشند، تنش های اجتماعی کاسته شود، در این صورت اعتماد سرمایه گذاران خارجی بیشتر جلب می شود و آن ها می توانند به ایران بیایند.

بنابراین از همین جا من به حکومت ایران پیغام می دهم که اگر افرادی در حکومت جمهوری اسلامی قصد انجام اصلاحات ساختاری و انقلاب گونه دارند، باید که مردم کشور ایران را راضی کنند، باید به مردم کشور گوش بدهند، به خواسته های آن ها گوش کنند، و به جهانیان نشان بدهند که ایران دارای ثبات سیاسی است. فقط در این صورت است که سرمایه های خارجی به ایران می آیند.

در نقطه مقابل نظرات حضرتعالی، جمهوری اسلامی ایران هم از این طرف مطرح می کند که آمریکا و متحدانش به قلمرو جمهوری اسلامی ایران در منطقه وارد شده اند و آن ها قصد دارند علیه جمهوری اسلامی ایران اقدام کنند. حال دیدگاه حضرتعالی در خصوص این واکنش جمهوری اسلامی چیست که این نظام معتقد است حضورش در منطقه و دنیا صرفاً با هدف دفاع از کیان و قلمرو کشور و ملت بوده است؟
صحبت بر سر این است که جمهوری اسلامی ایران با همسایگانش و با برخی از کشورها در حال حاضر و در سنوات گذشته اختلاف داشته است. علاوه بر آمریکا هنوز کانادا رابطه اش با ایران عادی نشده است، مراکش رابطه اش را با ایران قطع کرده است، همسایگان عرب ایران با کشور ایران مسئله دارند و صحبت بر سر این است که ایران چرا سیاستی را باید در پیش بگیرد که دشمن داشته باشد؟ آیا ایران نمی تواند مثل مالزی که مسلمان است یا مثل اندونزی که بیشترین تعداد مسلمانان در آن زندگی می کنند کشور را اداره کند؟ این چه سِری است که ایران این همه دشمن دارد؟ و دقیقاً حرف من همین است.

ایران باید به دنبال سیاستی باشد که جاذبه داشته باشد و نه دافعه. سیاست های بین المللی حکومت ایران پر از دافعه است، به همین دلیل است که رابطه ایران با تعداد معدودی از کشورها قطع است و ایران با تعدادی از همسایگانش این چنین اختلاف دارد، تمام مسئله این است. ایران باید سیاست خودش را تغییر دهد، مثل بقیه کشورها.

من نمی فهمم مثلاً تونس مسلمان نیست، اندونزی مسلمان نیست، سنگال که در قلب آفریقا قرار دارد مسلمان نیست؟ چرا حکومت جمهوری اسلامی ایران باید روشی را انتخاب کند که این چنین دشمنانی برای کشور ایران ایجاد کند؟!