او به خبرنگار «انتخاب خبر» می گوید: «دوستان و جریان های سیاسی-اجتماعی در اپوزیسیون داخل کشور هم که نسبت به من محبت دارند. به همین دلیل من به عنوان سخنگوی همبستگی انتخاب شدم چون گفتند این شخص باید کسی باشد که پیوند برقرار کند و کسی که زبان مردم و جنبش های دانشجویی و اجتماعی را می داند می تواند با مردم ارتباط برقرار کند. خوشبختانه این جایگاه را من تا حدود زیادی در اپوزیسیون خارج از کشور هم دارم به جز گروهی که بسیار تندرو و افراطی هستند و ادبیات آنها برای بازگویی مطالب مناسب نیست و من آنها را دموکرات نمی بینم. امیدوارم بتوانم از این موقعیت و این امکاناتی که وجود دارد در جهت منافع ملی و برای ارتقای وضعیت مردم به صورت مسالمت آمیز استفاده کنم و این موضوع خیلی مهم است.»

رهبر اپوزیسیون حکومت جمهوری اسلامی ایران تأکید می کند: «اگر امروز جمهوری اسلامی ایران بیان کند در حال حاضر در حوزه های اجتماعی-اقتصادی-سیاسی به بن بست رسیده است و به هر دلیلی نتوانسته کارها را به سرانجام برساند و با این اوصاف بخواهد در سیاست خارجی و داخلی تجدیدنظر کند، در واقع بهترین کاری که می تواند انجام دهد این است که به نیروهای اپوزیسیون دموکرات و مسالمت جو رجوع کند و ما از این موضوع استقبال می کنیم. یعنی ما اصلا قصد قدرت طلبی یا انتقام نداریم. سخن ما این است که یک ساختار دموکراتیکی جایگزین ساختار موجود شود برای اینکه جمهوری اسلامی ایران با خشونت و جنگ و دعوا و فحاشی و ادبیات دهه 40 و 50 نمی تواند راه را ادامه دهد. امروز بیان و ادبیات باید به روز باشد تا بتوانیم به سر منزل مقصود برسیم.»

به گفته سخنگوی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران: «جامعه امروز جامعه ای است که نیاز به آرامش، امنیت، آسایش و آزادی دارد و با جنگ و دعوا نمی توان کاری را پیش برد یا مشکلات را حل کرد. اصولا هم نباید به دنبال جنگ، دعوا و نزاع بود. من افتخار می کنم که سخنگوی این طبقات اجتماعی، این فرهنگ و این ادبیات هستم و حتی در بدترین شرایطی که در انفرادی ها و زندان ها سختی های زیادی کشیدم هیچگاه از این جاده اعتدال خارج نشدم. جاده خرد گرایی و در واقع جاده اعتدالی می تواند گفتمان دموکراتیک و دموکراسی خواهانه و حقوق بشری را جایگزین گفتمان های انتقام جویی و خشونت طلبانه بسازد. من خودم را نماینده این جریان در این زمان می دانم. امیدوارم بتوانم وظیفه انسانی و ملیم را به منصه حضور برسانم.»

به گزارش «انتخاب خبر»، اما نشانه اقتدار و احساس قدرت در جمهوری اسلامی ایران این است که به این عزم و جسارت برسد که نظرهای مخالفان خود را تحمل کند؛ این اقدام به این معنی است که جمهوری اسلامی ایران از اپوزیسیون مسالمت جو نمی‌ترسد و آن‌ها را به‌ عنوان واقعیت جامعه پذیرفته و حفظ می‌کند؛ چنین اقدامی به معنی خلع سلاح کردن کل اپوزیسیون چه برانداز و چه غیر برانداز در خارج و داخل کشور است. یعنی اگر جمهوری اسلامی از اپوزیسیون داخل کشور نترسد از اپوزیسیون خارج از کشور هم نمی‌ترسد.

در این خصوص «انتخاب خبر» گفت و گویی انجام داده است با مهندس حشمت الله طبرزدی، رهبر اپوزیسیون حکومت جمهوری اسلامی ایران در داخل کشور که قطعاً تحمل این مصاحبه سانسور نشده برای نظام، اعتبار بیشتر و سرمایه اجتماعی بالا‌تر به‌همراه می‌آورد.

در واقع اگر چنین عزمی در نظام جمهوری اسلامی ایران ایجاد شود که این مصاحبه که در یک رسانه رسمی در جمهوری اسلامی ایران منتشر می شود را تحمل کند، در گام اول به منزله نوعی تابوشکنی است؛ اما در واقع آغاز فرایند انجام اصلاحات ساختارشکنانه و انقلاب گونه در کشور خواهد بود.

«طبرزدی» فردی متخصص است که اعتدال را سرلوحه برنامه ها و حرکت های سیاسی خود قرار داده است. او به عنوان نماینده همه اپوزیسیون داخل کشور و بخش اعظم اپوزیسیون خارج از کشور به هیچ عنوان حرکت های اعتراض آمیز جنبش های اجتماعی را خارج از چهارچوب قوانین موجود قبول ندارد و رد می کند. او یک اعتدال گرای واقعی است که وطنش را دوست دارد و برای حفظ و نگهداری آن سر و جان نمی شناسد و این موضوع در حرکت های سیاسی او به وضوح دیده می شود. «طبرزدی» هر کجا که باشد از وطن دفاع می کند.

گفت و گوی «انتخاب خبر» در این راستا خالی از لطف نیست. بخوانید و قضاوت کنید.

heshmat tabarzadi 1

در اعتراضات دی ماه 1396 شعاری با این مضمون شنیده شد: «اصلاح‌طلب، ‌اصولگرا ديگه تموم ماجرا»؛ این شعار برای اولین بار از زبان مردم به گوش رسید. در حال حاضر با توجه به اینکه شرایط اجتماعی مهیا است، اما به اعتقاد شما اپوزیسیون داخل کشور برای انجام هماهنگی داخلی چه مسیری را در پیش دارد؟
درباره اپوزیسیون داخل کشور باید به طور علمی و واقعی سخن گفت. اپوزیسیون داخل کشور شامل: جبهه ملی ایران، حزب ملت ایران، جبهه دموکراتیک ایران، کانون نویسندگان، همبستگی برای حقوق بشر و دموکراسی در ایران، حزب پان ایرانیست ایران، احزاب قدیمی و سایر تشکل هایی که در واقع به عنوان حزب و جبهه و تشکیلات شناخته شده هستند. در کنار بخش هایی که نام برده شد البته نیروهایی از حزب توده ایران هم هستند مثل فریبرز رئیس دانا و یاران او و یک طیف از نیروها در داخل کشور.

حالا در کنار این احزاب و تشکل ها، جنبش های اجتماعی مانند: جنبش زنان، جنبش معلمان، جنبش کارگران، جنبش دانشجویان، جنبش هویت طلبان قومی، جنبش های حقوق بشری، سندیکای شرکت واحد، سندیکای نی شکر، سندیکای فلزکاران و کارگران و این ها تشکل ها و نهادهایی هستند که در اپوزیسیون قرار دارند، اگرچه ممکن است ماهیت صنفی یا طبقاتی داشته باشند؛ بنابراین مجموعه این ها که به عنوان اپوزیسیون داخل کشور نامیده می شوند یا شخصیت های مستقل امروز در وضعیت سرکوب به سر می برند؛ یعنی حرکت های اعتراضی و نظریه های انتقادی دارند و در طول سال های گذشته نمایندگان آنها همواره گرفتار زندان و سرکوب در داخل کشور بوده اند.

در وضعیت کنونی، تقویت جنبش های اجتماعی برنامه اپوزیسیون داخل کشور است و درخواست مردم حمایت از خواسته های ملی، سیاسی، طبقاتی، صنفی و جنسیتی است. تامین چنین خواسته هایی در رأس برنامه های این جنبش ها قرار دارد.

این جنبش ها، سازمان ها و تشکل ها در حالی که به شدت زیر تیغ سرکوب هستند به فعالیت خودشان در کشور همچنان ادامه می دهند. اگر بنا باشد واقع بینانه برخورد کرد هیچکدام از اعضای این جنبش ها، سازمان ها و تشکل ها نه تنها اجازه تشکیل، تشکل و جلسه ندارند، حتی اجازه عضو گیری هم ندارند و آن ها را به سرعت منهدم می کنند و می بندند؛ اما این ها با استفاده از فضای مجازی، تریبون های سایت ها و رسانه های آزاد می توانند نظریه های خود را به بدنه جنبش های اجتماعی منتقل کنند. این در حالی است که در راستای آن، جنبش های اجتماعی هم به نوعی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.

اما آنچه که می می توانم بگویم؛ این است که درخواست و اتفاق نظر مشترک اعضا و هواداران این است که سازمان ها، تشکل ها، سندیکاها و اتحادیه های اپوزیسیونی داخل کشور از وضعیت جمهوری اسلامی به یک ساختار سکولار، دموکرات و پارلمانی عبور کنند. به عنوان مثال هنگامی که 15 نفر برای رفراندوم خواهی مکاتبه کردند از این 15 نفر، دکتر محمد ملکی، نسرین ستوده، نرگس محمدی، جعفر پناهی، محمد نوری زاد و من حشمت الله طبرزدی جزء امضاکنندگان بودند. این افراد کسانی هستند که در جنبش های داخل کشور فعال هستند. البته افراد دیگری هم آمادگی امضا داشتند؛ اما فعلا به دلیل شرایطی این 15 نفر مکاتبه کردند و نامه نوشتند.

پس رفراندوم گذار مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی زیر نظر مجامع جهانی یک خواست مشترک در بین این نیروهای اپوزیسیون درون مرز است که نیروهای اپوزیسیون درون مرز به دلیل ارتباط واقعی که با جامعه دارند و با مردم در تماس هستند و شرایط جامعه را به شکل ملموس و عینی نگاه می کنند واقع بینانه برخورد می کنند و خواهان تداوم مبارزات دموکراتیک و مسالمت آمیز هستند. یعنی مشاهده نشده است اپوزیسیون داخل کشور شعارهای رادیکال سر بدهند و بگویند که آنها قصد براندازی دارند و شعار براندازی سر دهند. شعار براندازی در درون کشور از اپوزیسیون داخل کمتر شنیده می شود.

اپوزیسیون داخل کشور مسئله براندازی را یک امر بسیار رادیکال و نامحتمل می داند و معتقد است براندازی بهرحال به چه وسیله ای! اما تغییر رژیم یعنی تحول اساسی از جمهوری اسلامی به یک جمهوری آزاد و دموکراتیک را جزو خواسته های خود می داند.

پس بنابراین در حال حاضر اپوزیسیون داخل کشور که از آن سخن می گویید به دنبال براندازی نیستند و هدفشان اعتراضات و مبارزات مسالمت آمیز است و وحدت نظر هم دارند و اختلافاتی بین آنها وجود ندارد. همین طور است؟
تاکید می کنم که اپوزیسیون داخل کشور شعار براندازی را مطرح نمی کند. این اپوزیسیون شعار تغییر مسالمت آمیز رژیم را مطرح می کند. چون من سخنگوی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران نیز هستم؛ می توانم ادعا کنم که تمامی سازمان ها، تشکل ها و جنبش های اجتماعی که اپوزیسیون داخل کشور را تشکیل می دهند با یکدیگر هماهنگ هستند؛ یعنی یک نوع اتحاد نظر و اتحاد عمل در داخل اپوزیسیون داخل کشور وجود دارد که این اتحاد از یک سو در مبارزات دیده می شود؛ به طور مثال در اعتراضات دی ماه 1396 مشاهده شد که تمامی تشکل هایی که نام بردم- چه حقوق بشری ها، چه کانون نویسندگان و نیروهای طیف چپ، چه نیروهای ملی، چه نیروهای دانشجویی و دموکراسی خواه، چه زنان، چه هویت طلبان قومی و سایر طیف های دیگر- در حمایت از خواسته های جنبش دی ماه تاکید داشتند در حالیکه اصلاح طلبان این معترضین را آشوبگر نامیدند؛ اما این طیف اپوزیسیون که نام بردم همه از خواسته های جنبش و خیزش دی ماه 1396 حمایت کردند و من در همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر هم که 9 سال پیش تشکیل شد در آنجا طیف وسیعی از سندیکالیست ها، نیروهای ملی، نیروهای ملی مذهبی حتی افرادی مانند دکتر ملکی و زنده یاد مهندس معین فر و افراد دیگری از ملی مذهبی ها در طیف همبستگی حضور داشتند و من می توانم بگویم که جبهه ملی و همه این طیف ها در تشکل همبستگی حضور داشتند و با تماس ها و ارتباطاتی که من با حزب ملت ایران، حزب پان ایرانیست ایران، جبهه ملی ایران، جنبش های اجتماعی سندیکالیستی، اتحادیه ها و انجمن های صنفی و مبارزاتی دارم؛ می‌توانم ادعا کنم که اعضای اپوزیسیون داخل کشور با همدیگر هماهنگ هستند و اتفاق نظر دارند.

شما بیان کردید اپوزیسیون داخل کشور شعار براندازی سر نمی دهد؛ اما خواستار تغییر مسالمت آمیز از رژیم فعلی به یک رژیم سکولار و پارلمانی و دموکرات است. آیا این امکان وجود دارد که در راستای اهداف اپوزیسیون داخل کشور که راه مسالمت آمیز را در پیش گرفته است با حکومت جمهوری اسلامی ایران وارد یک گفت و گوی ملی شود؟ حالا این گفت و گوی ملی می تواند به منظور این باشد که جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه برسد که در مقابل خواست ملت ایران عقب نشینی کند یا خودش دست به اصلاحات ساختار شکنانه و انقلاب گونه بزند یا اینکه اصلا پس از این 40 سال، راه را به طریق مسالمت آمیز از طریق برگزاری یک انتخابات آزاد برای اپوزیسیون داخل کشور باز کند؛ به اعتقاد شما چگونه می توان اپوزیسیون داخل کشور را به نوعی به حکومت نزدیک کرد تا باب گفت وگو بین این ها باز شود؟
در ابتدا نکته ای را خدمت شما و آن هایی که این مصاحبه را می خوانند عرض کنم؛ امروز شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور ایران فوق العاده بحرانی است و من متاسفم که سران جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان نشانه هایی مبنی بر اینکه شرایط موجود را درک کرده باشند بروز نمی دهند و درک این شرایط فوق بحرانی را ما از آنها نمی بینیم.

همان موضع گیری هایی که از گذشته داشتند راجع به مسائل جهانی، راجع به مسائل سیاسی داخلی و راجع به مسائل اقتصادی- اجتماعی همان مواضع را اتخاذ می کنند. هیچ جا سران جمهوری اسلامی ایران نشان نمی دهند که اشتباه کرده اند و قرار است تغییراتی ایجاد کنند یا قرار است اصلاح کنند. چنین موضوعی را از سران رژیم جمهوری اسلامی ایران مشاهده نمی کنیم؛ گویا آنها بحران، شدت بحران زایی و خرابی اوضاع را درک و لمس نکرده اند؛ فقر، بیکاری، به هم ریزی و رکود اقتصادی و شرایط بحرانی اجتماعی را درک نکردند و این اولین و مهم ترین مانع و عامل در بن بست کنونی است.

مسئله دوم این است که سران جمهوری اسلامی هنوز و در واقع به معنای واقعی کلمه، تمامیت خواه هستند. یعنی می گویند یا باید که آنها به طور کامل حکومت و قدرت را در دست داشته باشند و مخالفان خودشان را به رسمیت نشناسند و یا اینکه اگر مخالفان می خواهند که سران کناره گیری کنند به قول خودشان مردم باید خون بدهند و انقلاب کنند. مردم باید از شط خون عبور کنند تا سران جمهوری اسلامی از قدرت کناره گیری کنند، در واقع حرفی از گفتمان، داد و ستد و گفت وگو مطرح نمی کنند و آن را به رسمیت نمی شناسند. در وضعیت کنونی که رژیم جمهوری اسلامی مخالف خودش را به رسمیت نمی شناسد اصلا نباید انتظار این داشته باشیم که بحث گفت و گو مطرح شود. سخن هایی که در این زمینه گفته می شود حرف های رمانتیک و توهماتی بیش نیست، حرف هایی شعاری و تبلیغی است. بنابراین در حال حاضر نتیجه این است که توازن قوا در جامعه به نفع سران جمهوری اسلامی است. یعنی اینکه درست است که وضع بحرانی است، نارضایتی عمومی وجود دارد، بیشتر از 70 درصد مردم مخالف وضع موجود و ناراضی هستند؛ اما به دلیل اینکه قدرت در دست حکومت است، امکان سرکوب و محدودسازی وجود دارد و از سویی دیگر نیروها و جنبش اجتماعی که در حال حاضر وجود دارد به آن اندازه قدرتمند نشده اند که بتوانند توازن قوا را به نفع مردم، جنبش اجتماعی و اپوزیسیون به هم بزند.

این توازن قوا هنوز به نفع اپوزیسیون به هم نخورده است؛ بنابراین وقتی که توازن قوا به هم نخورده باشد؛ هیچگاه یک حکومتی که تمامیت خواه و ایدئولوژیک است حاضر نیست نیروی مخالفش را به رسمیت بشناسد یا بگوید بیایید سر میزه مذاکره بنشینیم و گفت وگو کنیم یا حتی شرایط را به نفع یک انتخابات آزاد باز کند.

در وضعیت فعلی، هیچ کدام از این شرایط وجود ندارد؛ یعنی ما نباید که دچار توهم بشویم، مگر اینکه با تقویت جنبش اجتماعی که در آینده این امر حاصل خواهد شد نیروهای حاکم متوجه شوند که بدون گفت وگو با نیروهای مخالف امکان بیرون آمدن از بحران وجود ندارد و مملکت وارد یک خشونت عریان و ناپایدار خواهد شد. در آن شرایط ممکن است عناصری از نیروهای خودگرای درون حاکمیت که در عین حال دارای قدرت هم باشند به فکر مذاکره با مخالفین بیفتند. من در بین روحانیون حاکم چنین وضعیتی را نمی بینم؛ حال ممکن است نیروهای غیر روحانی حاکم که در عین حال قدرتمند و متشکل هستند به این نتیجه زودتر برسند که برای نجات کشور و مردم از این بحران بنشینند با اپوزیسیون مذاکره کنند و البته ما هیچگاه مذاکره را رد نمی کنیم.

به نظر می رسد هنر اپوزیسیون آگاه کردن حکومت نسبت به شرایط موجود است تا شرایط فوق بحرانی را برای حکومت شرح دهد. با این اوصاف اپوزیسیون داخل کشور چگونه می تواند برای این وضعیت پیشقدم شود و حکومت جمهوری اسلامی ایران یا نیروهای خردگرای درون حکومت را مجاب کند که طی ماه های آینده بتواند حکومت را مجبور کند که با اپوزیسیون سر یک میز قرار بگیرند و اپوزیسیون هم به طور مسالمت آمیز با حکومت در کنار هم قرار گیرند، بر سر یک میز بنشینند و با همدیگر مذاکره کنند؟
به صراحت می گویم؛ اصولا در وضعیتی که توازن قوا به نفع نیروی حاکم سرکوب گر است و نه نیرویی که ممکن است بیان شود مانند دولت روحانی و نیروهای همسو نیروی حاکم غیرسرکوب گر یا کمتر سرکوب گر هستند، گفت و گو معنی ندارد.

نیروی حاکم موجود بخشی از حاکمیت است که قدرت دارد و سرکوب گر است، توازن قوا به دلیل اثرگذاری نیروی سرکوب به نفع او است یا حداقل حس می کند در کوتاه مدت به نفع او است، بنابراین برای برهم زدن توازن به نفع جامعه، جامعه گرایی و تفکر اجتماعی نیاز به تقویت جنبش های اجتماعی است. جنبش های اجتماعی هم همین اعتصابات و اعتراضاتی است که دارد تشکیل می شود. مثلا اگر به اعتصابات در کردستان نگاه کرد چندین روز است که چندین شهر در اعتصاب هستند یا در کازرون و در شرق اصفهان اعتراضات ادامه دارد و مالباختگان موسسات مالی-اعتباری در اعتراض هستند. به مرور که جنبش طبقات متوسط و فرودستان به هم پیوند می خورند و به ویژه با مسئله برجامی که سرانجام نامشخصی دارد و به احتمال زیاد آمریکا از برجام خارج می شود آن وقت است که توازن قوا به نفع جامعه مدنی و به نفع اپوزیسیون دموکراسی خواه بر هم خواهد خورد و آن زمان است که نیروی اپوزیسیون می تواند با موضع قدرت وارد شود و من مطمئن هستم که بخش خردگرای حاکمیت که برای آن بخش خردگرا مسئله ملیت مهم و مردم مهم هستند، استقلال کشور مهم است و این ها نیروهایی هستند که به لحاظ تفکر مردم گرایی خود و آینده کشورمان حاضر می شوند وارد مذاکرات شوند و در آن شرایط است که اپوزیسیون داخل کشور می تواند صحبت کند.

انجام مذاکرات و گفت و گوی ملی بین اپوزیسیون و جمهوری اسلامی ایران هنوز زود است و ما هنوز به آن مرحله نرسیده ایم که حاکمیت یا حداقل بخش های موثر در حاکمیت متوجه وخامت اوضاع شده باشند. هنوز هم فکر می کنند که می توانند برجام و دنیا را دور بزنند، برنامه های مخفیانه ای در حوزه های مختلف داشته باشند، در سوریه، لبنان، فلسطین و یمن جنگ کنند و در داخل کشور همه معضلات را به گردن دولت حسن روحانی بیندازند. مثلا فکر می کنند با فیلترینگ می توانند جلوی آگاهی را بگیرند، با گشت ارشاد می توانند جلوی آزادی حجاب را بگیرند.

این بخش هنوز دارد فکر می کند که مثلا بر حق است، راهش هم درست است و به قول خودش هم نیروی انقلابی برای حفظ انقلاب است و نیروهای مخالف گول خورده هستند، فریب خورده آمریکا هستند، ناآگاه هستند. هنوز در آن توهمات خودش است. یک دوره باید بگذارد که این توهمات کنار برود، و آن قالب های ایدئولوژیکی که نیروهای حاکم را از واقعیات، تشکل ها و نیروهای حاکم دور می کند بشکند. آن وقت این ها را چون ما می شناسیم و من چون خودم آدمی هستم که در جنگ شرکت داشتم، در دفاع مقدس و مبارزات انقلاب حضور داشتم، خانواده شهید هستم و با رزمندگان بودم و ایثارگران را می شناسم، این ها را من نیروهای دلسوزی می دانم، نیروهای ملی می دانم و نیروهایی می دانم که این افراد به سرنوشت کشور حساس هستند ولی هنوز در توهماتی هستند که فکر می کنند مثلا ما که مخالفانشان هستیم مثلا گول خورده آمریکا هستیم یا فریب خورده هستیم، اما خودشان مثلا آن روحانیون سیاسی و رهبران روحانی آنها درست می گویند. این ها به محض اینکه مقداری اوضاع جلوتر برود و واقعیات جامعه را بیشتر ببینند؛ فقر، بیچارگی، استیصال مردم و این اوضاع به هم ریخته را ببینند به اعتقاد من، جزء اولین نیروهایی هستند که به سمت مردم خواهند آمد و در آن شرایط اپوزیسیون می توانند با این ها صحبت کنند و این نیروی توانمند را یک کاسه کند به نفع اینکه آن رفراندوم آری یا نه صورت گیرد.

آیت الله خمینی در 40 سال پیش با صراحت گفت که فرض کنید پدران ما این قانون اساسی را نوشته و قبول کرده باشند، خُب ما چه گناهی کردیم که در حال حاضر بخواهیم قانون اساسی را تغییر دهیم؛ اما نتوانیم آن را تغییر دهیم. عین همین حرف را ما داریم می زنیم و آن نیروهایی که منطق انقلاب را قبول دارند، در فرهنگ انقلاب بودند طی 40 سال گذشته و امروز دست اندرکار نیروهای نظامی و تشکیلاتی موثر در حکومت هستند، این ها خود به خود و به مرور متوجه خواهند شد که با رفراندوم آری یا نه زیرنظر مجامع جهانی می شود به شکل مسالمت آمیز از وضعیت کنونی گذر کرد و در وضعیت آینده با تشکیل مجلس موسسان خود ملت، قانون و شکل و محتوای نظام آینده را تعیین کرد و یک فرآیند دموکراتیک، عاقلانه، منصفانه، ملی و متعهدانه در کشور انجام شود؛ تا بدون جنگ، خونریزی و خشونت، کشتی جامعه ایرانی در این تلاطم هایی که گرفتار است به سلامت به ساحل نجات برسد.

به اعتقاد من همه نیروهایی که در ارگان های نظامی، انتظامی و امنیتی هستند و دلسوز مردم هستند و در واقع وابسته به سرنوشت کشور و استقلال کشور هستند پیام مردم را از روحانیون سیاسی حاکم زودتر خواهند گرفت. برای اینکه روحانیون سیاسی خودشان را قیم و نماینده خدا می دانند و برای خودشان یک جایگاه ایدئولوژیکی قائل هستند که تفکر این چنینی مانع از درک واقعیات می شود، اما آن نیروهایی که من نام بردم زودتر متوجه می شوند که به ملت بپیوندند و یک حرکت ملی دموکراتیک انجام شود.