س: در نشست اخیر وزرای خارجه اتحادیه عرب در قاهره، عربستان توانست بیانیه پایانی را علیه نقش ایران و متحدان آن در منطقه معطوف کند، تا چه حد این نشست و تحرکات آن از سوی عربستان برای برجسته کردن آنچه مداخلات ایران در منطقه خوانده می شود، موفق ارزیابی کرد؟

ج: بعد از قطع روابط دیپلماتیک با ایران، عربستان تلاش خود را در چهار سطح علیه ایران بخرج داده است: اول ایجادجبهه متحد جهانی، دوم جبهه متحد جهان اسلامی، سوم جبهه متحد عربی و چهارم جبهه متحد خلیجی.تا کنون ریاض در هر چهار سطح شکست خورده است. درحوزه خلیج فارس کشورهای قطر وعمان بطورکامل از تشدید خصومت با ایران پرهیز کرده اند. در جبهه عربی نیز اتحادیه کشورهایی مثل عراق و الجزایر و سوریه و لیبی و لبنان دست رد به سینه ریاض زده اند، ایجاد جبهه متحد اسلامی علیه ایران هم از حیز انتفاع خارج شده و ایجاد اجماع درقدرتهای جهانی علیه ایران هم تحقق نیافته است.

تمدید تعلیق تحریم‌ها عقب‌نشینی آشکار ترامپ بود/ تحریم‌های اخیر آمریکا نمایشی است/ اروپایی‌ها، ایالات متحده را تحت فشار قرار دادند

س: در این نشست همچنین شاهد بودیم که اعراب درصدد برآمدند تا این موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل بکشانند، آیا عربستان قادر به بین المللی کردن این مناقشه با ایران خواهد بود؟

ج: عربستان قادر به بین المللی کردن مواضع ضد ایرانی خود علیه ایران نخواهد بود. وقتی که عربستان در ایجاد جبهه عربی و اسلامی شکست خورده، معلوم است که درصحنه بین المللی هم موفق نخواهد شد. درشورای امنیت روسیه و چین مخالفت خواهند کرد و اروپا هم بعید است از اقدامات افراطی علیه ایران حمایت کند.

س: در صورت موفقیت این تلاش ها، پیامدهای آن برای ایران چه خواهد بود؟ ایران باید چه اقداماتی برای شکست تلاشهای سعودیها بخرج دهد.

ج: در صحنه نظامی، حذف داعش از صحنه عراق و سوریه بزرگترین ضربه به ریاض و ابوظبی بوده و خواهد بود. موفقیتهای نظامی جبهه روسیه-ایران-عراق-سوریه-حزب الله و نیروهای مردمی منطقه علیه تروریسم تکفیری، مهمترین عامل تغییر معادلات در صحنه دیپلماسی خواهد بود.

درعین حال دیپلماسی ایران در چند جبهه زیرباید فعال بوده و مبتکرانه عمل کند:

اول: جبهه دیپلماسی رسمی. دراین مورد کار با کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل، همسایگان، اتحادیه اروپا و کشورهای موثر همچون هند و برزیل و ژاپن و آفریقای جنوبی مهم است.

دوم: جبهه دیپلماسی عمومی و افکار عمومی. هیچگاه دست ایران برای اقناع افکار عمومی جهان تا این حد پر نبوده است. مستندات حمایت عربستان و متحدینش ازداعش و سایر گروههای ترویستی کاملا موجود است.عرضه دلایلی که ایران و متحدانش درجبهه مبارزه واقعی با داعش و القاعده و گروههای تروریستی تکفیری هستند نیز الی ماشاء الله موجود است. در برنامه ، ابتکارات و هنر ایران درجبهه دیپلماسی عمومی کمبود شدید داریم که باید سریعا چاره جویی شود.

سوم: ابتکارات منطقه و بین المللی جدید مشابه همکاریهای سه جانبه روسیه-ایران-ترکیه در مورد سوریه.

س: آیا شاهد بیشتر شدن فشارها بر موضوع موشکی ایران خواهیم بود؟ بخصوص با توجه به تحرکات آمریکا و فرانسه، تا چه حد این مسئله در دستور کار خواهد بود؟

ج: مربع واشینگتن-تل آویو-ریاض-ابوظبی درجهت تشدید فشارها به تلاشهای خود ادامه خواهند داد.اروپاییها گمان میکنند که برای حفظ برجام باید دریک زمینه دیگری مثل موشک به آمریکا و اسراییل و عربستان امتیاز بدهند. لذا در این مورد همراه واشینگتن شده اند.مهم این است که ایران اروپاییها را قانع کند که ورود به توان دفاعی و موشکی ایران یک ورود ممنوع است. درعین حال درمورد مسائل منطقه موارد متعددی وجود دارد که ایران و اروپا دارای منافع مشترک هستند و میتوانند همکاری کنند. وارد کردن اروپا به همکاریهای سازنده منطقه ای مثل مبارزه با تروریسم تکفیری از اهمیت برخوردار است.

س: در سوی دیگر ماجرا شاهد هستیم که عربستان در لبنان و یمن، فشارها علیه رقیب منطقه ای خود یعنی ایران را افزایش داده است. آیا بین این تحولات ارتباط معناداری وجود دارد؟ هدف عربستان از افزایش این مناقشات با ایران چیست؟ آیا این رویکرد سعودی ها، تهاجمی و برای بسط نفوذ در منطقه است یا دفاعی و برای توازن تهدید با تهران است؟

ج: عربستان و ایران هردو از طریق ابزارهای مختلف، فشارها علیه یکدیگر را در یمن و لبنان افزایش داده اند. تا اینجای کار،عربستان در عراق و سوریه و یمن ناکام بوده است و لذا سعی میکند معادلات لبنان را به نفع خود تغییر داده و پای واشینگتن و تل آویو را به تقابل منطقه ای باایران بکشاند تا در قدم اول بالانس برقرار کند و درقدم بعد ایران را درمنطقه منزوی نموده و دست برتر پیداکند.

س: به صورت مشخص آیا احتمال وقوع درگیری بین ایران و عربستان وجود خواهد داشت؟

ج: این احتمال وجود دارد. منتهی بعید میدانم عربستان بخواهد وارد جنگ مستقیم باایران شود چون میداند که ازعهده آن برنمیاید. ریاض احساس میکند که بشدت تحقیر شده و ایران درمسیر آقایی برمنطقه قرار گرفته است. لذا به هرکاری دست میزند که مانع شود. اینکه ریاض به تل آویو متوسل شده، درواقع آخرین شانس خود را امتحان میکند. عربستان بخوبی درک میکند که اگر مربع واشینگتن-تل آویو-ریاض- ابوظبی شکست بخورد، هیچ شانسی برای شکست یا مهار ایران باقی نخواهد ماند. بنابراین همه تخم مرغهایش را در این سبد قرار داده است.

س: نقش برداشت و ادراک رهبران جدید عربستان سعودی با محوریت محمد بن سلمان را تا چه حد در تغییر رفتار سیاست خارجی عربستان موثر می دانید؟

ج: محمد بن سلمان نقش کلیدی و تعیین کننده دارد. منتهی درشرایط فعلی این تل آویو است که ریاض را اداره میکند. تهران باید چاره جویی نموده و ریاض رااز این دام نجات دهد.

 

س: از سوی دیگر در داخل عربستان هم ما شاهد پاکسازی هرم قدرت و تمرکز قدرت و ثروت در دستان محمد بن سلمان هستیم که با دستگیری های اخیر به اوج خود رسید؟ آیا ارتباطی بین این تحرکات داخلی با نقش منطقه ای عربستان و فشار بر ایران وجود دارد؟

ج: حتما ارتباط وجود دارد. شاهزاده گان بسیاری در محافل خصوصی داخلی و خارجی با سیاستهای محمد بن سلمان درموارد زیر مخالفتهای خود را ابراز میکردند:

اول: کنار زدن محمد بن نایف ازولیعهدی و شکستن سنت هشتاد ساله قدرت در عربستان.

دوم: حمله نظامی با یمن.

سوم: تحریم قطر.

چهارم: اقدامات افراطی علیه ایران.

لذا تسویه های داخلی فعلی هم به تحولات داخلی ربط دارد وهم سیاست های منطقه ای.

س: یکی از خطرات و تبعاتی که اصلاحات بن سلمان در داخل عربستان دارد به برهم زدن نظم متعارف چند دهه ای بر این کشور بر می گردد. به این معنا که سرعت این اصلاحات برای جامعه ای که دارای تضادهای عمیق است می تواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد. بخصوص که محروم کردن شاهزادگان قدرتمند از قدرت و ثروت که دهه ها به عنوان نوعی چسب، ستون های خیمه خاندان سعود را به هم وصل کرده بود و مبتنی بر رویه های چانه زنی و متقاعد سازی بود، ریسک بزرگی و تجربه ای تست نشده در عربستان است. از این زاویه تبعات این اصلاحات در داخل برای عربستان چه خواهد بود؟ پیامدهای این تغییر بر رفتار خارجی عربستان در منطقه و در ارتباط با ایران چگونه شکل خواهد گرفت؟آیا برآمد این تغییرات ناگهانی و سرعت آنها که هشدار مقامات آمریکایی را نیز به دنبال داشته است، می تواند عربستان را در روند فروپاشی سیستم قرار دهد؟

ج: اصلاحات جاری درعربستان بیشتر اصلاحات نمایشی برای اصلاح وجهه بین المللی عربستان بویژه درمورد حقوق بشر است. مبارزه با فساد هم گزینشی و تسویه حساب سیاسی داخلی است. حتی نیویورک تایمز نوشت که اگر مبارزه با فساد بخواهد جدی باشد باید اول از خود پادشاه و ولیعهد آغاز شود. یعنی حتی آمریکاییها هم این صحنه نمایشی مبارزه با فساد را مسخره میکنند.

حدس من این است که نتانیاهو نخست وزیرتل آویو و محمد بن زائد ولیعهد ابوظبی نقش اصلی رادرپشت صحنه تحولات و تصمیمات جاری محمد بن سلمان دارند. واشینگتن دردوره ترامپ یکپارچگی خود در سیستم تصمیم گیری را از دست داده و لذا گیج میزند. محمد بن سلمان، نتانیاهو و محمد بن زائد از طریق کوشنر داماد ترامپ، ارتباط مستقیم با رییس جمهور آمریکا دارند و حتی برخی از زد و بندها هم احتمالا بدون اطلاع وزارت خارجه و سازمانهای نظامی و امنیتی آمریکا انجام میشود مثل قضیه به گروگان گرفتن سعد حریری نخست وزیر لبنان وحصر هتلی تهدادی از شاهزاده گان.

لذا نمیتوان روی آینده حمایت یکپارچه واشینگتن از روند فعلی سیاستهای محمد بن سلمان حساب کرد. منتهی نتانیاهو و محمد بن زائد وارد قماری شده اند که تا آخر خواهند رفت. روند تحولات در یمن، لبنان، سوریه و عراق و نیز واکنشهای داخلی عربستان به اقداماتی که تحت عنوان مبارزه با فساد و اصلاحات صورت گرفته و میگیرد، سرنوشت حاکمیت در عربستان را رقم خواهد زد.

منبع: دیپلمات