اما چرا بازار ارز ایران دچار نوسان شد؟ آیا شرایط موجود باز هم در آینده تکرار خواهد شد؟ و بالاخره اینکه راه حل برون شد از بحران ارزی کنونی چیست؟ این ها سوالاتی است که دکتر فریبرز رئیس دانا، دانش‌آموخته دکتری اقتصاد از مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی از دانشگاه لندن به آن ها پاسخ می گوید.

 در ادامه، مشروح گفت و گوی «انتخاب خبر» با این اقتصاددان و فعال سیاسی سوسیالیست را می خوانید.

fariborz reisdana 1چرا عده ای از دولتمردان معتقد هستند که نوسانات اخیر در بازار ارز ایران غافلگیرکننده بوده است؟
یک عده از به اصطلاح کارشناسان اقتصادی اعتقاد دارند که نوسان ارزی اخیر غافلگیر کننده بوده است و بیان می کنند قیمت ارز به طور ناگهانی افزایش یافته و دچار نوسان شده است. این عده افزایش نرخ ارز را ضربه ای، تکانه ای و استثنایی می دانند. اما چنین رویکردی به افزایش نرخ ارز ناشی از ناآشنایی این عده از اقتصاد دان ها با اقتصاد ایران و حتی ناآشنایی آنان با اقتصاد سیاسی حوزه پولی و اساساً اقتصاد سیاسی و اقتصاد کلان ایران است.

نوسانان اخیر در بازار ارز غافلگیرکننده نبوده است. فشارهای سیاسی-اقتصادی برای افزایش نرخ ارز همیشه در اقتصاد ایران وجود داشته است. اقتصاد ایران مدت های مدیدی است که دچار اخلال شده است. موقعی که فشارهای سیاسی-اقتصادی در فضای تعاملات تجاری کشورمان انباشته می شوند، این فشارها سر باز می کنند و فضای تعاملات تجاری کشور را منفجر می کنند.

گاهی اوقات البته سیاست گذاری های سیاسی-اقتصادی دولت ها در ایران به گونه ای انجام می گیرد که مانع از بحرانی شدن فشارهای سیاسی-اقتصادی در فضای تعاملات مالی-تجاری می شوند، اما دور شدن بحران موقتی است و ناگزیر برای اقتصادی با شرایط و ویژگی های جامعه ایران انفجار رخ می دهد.

چگونه بازار ارز ایران دچار نوسان شد؟
اقتصاد ایران وابستگی شدیدی به درآمدهای نفتی دلاری دارد. دلار، یک پول سلطه گر امپریالیستی است، برای اینکه مبادلات جهانی و ذخیره سازی جهانی با این پول صورت می گیرد. بعد از اوت سال1971 این سلطه توسط دولت نیکسون قطعی تر شد و تقاضای جهانی برای این پول همیشه وجود داشته است. هر وقت پول جانشینی هم می خواهد ایجاد شود آن بلایی بر سر جانشین ساز می آید که مثلاً در لیبی بر سر قذافی آمد. فرانسه عامل آن کشتار در لیبی شد، برای اینکه قذافی به اتفاق کشورهای دیگر قصد داشت با ایجاد یک پشتوانه مالی، پول دیگری را برای آفریقا به منظور مبادلات تجاری-مالی فراهم کند.

اکنون البته اتحادیه بریکس درپی ساخت یک بانک است و قصد دارد تا با ایجاد یک پول استاندارد جهانی مانند ارز اس بی آر به سلطه دلار پایان دهد. حتی این اتحادیه قصد دارد تا ارز اس بی آر را تقویت کند تا این ارز جانشین دلار شده و اتحادیه بریکس از قید فشارهای دلار خارج شود. اما برای سازندگان دلار جایگزین هم انواع توطئه ها، تحریم ها و گرفتاری ها را ایجاد نموده اند. کاهش مصنوعی قیمت نفت با کمک عربستان سعودی، حتی روسیه را هم نشان گیری کرده است تا مبادا این کشور قصد ایجاد ارز جایگزین داشته باشد.

دولت ایران متوجه سلطه دلار نیست، علاقه ای هم ندارد بداند، سطحی کاری می کند، به مباحث سطحی می پردازد، برخوردهای سیاسی مقابله ای را به جای روابط اساسی اقتصاد سیاسی می نشاند و از طرف دیگر هم گوش شنوا ندارد که حرف های کارشناسان خبره و دگر اندیش را بشنود. دل دولت به آن 40-30  نفری که اطرافش را قبضه کرده اند خوش است. همین اطرافیان دولت اصلاً به سلطه گری دلار توجه نکردند و همچنان اقتصاد ایران را وابسته به دلار نگاه داشته اند.

دولت حسن روحانی رکوردار وابستگی اقتصاد کشور به دلار است. معاون آقای روحانی بارها گفته است که طرفدار بخش خصوصی است. طرفدار بخش خصوصی بودن هم یعنی طرفدار تجارت آزاد با دلار. شخص آقای روحانی اینگونه فکر می کند، ، اقتصاددانان دولت قبلی و دولت فعلی و مشاوران آن ها همگی در واقع از مدافعان وابستگی اقتصادی کشور به دلار هستند؛ منتهی برخی اقتصاددانان اطراف دولت به دلار بالای 6000 تومان فکر می کنند و برخی دیگر هم به دلار حدود 4500 تومان فکر می کنند، اما همگی این اقتصاد دان ها روش یکسانی دارند، و اینکه نمی خواهند از قید سلطه دلار امپریالیستی بیرون بیایند و از طرفی چون اقتصاد کشور وابسته به دلار نفتی هم هست تقاضا برای تهیه و تأمین دلار مرتب افزایش پیدا می کند.

وقتی یک شوک روانی یا یک شوک سیاسی به اقتصاد کشور وارد می شود، تقاضاها برای دلار ناگهان به تقاضاهای پیش دستانه تبدیل می شود؛ درست مثل وضعیتی که طی روزهای اخیر در بازار ارز کشورمان بوجود آمد. با تهدیدهای ترامپ و تهدیدهای اتحادیه اروپا مبنی بر تحریم دوباره جمهوری اسلامی ایران تقاضا برای تهیه ارز افزایش یافت و بازار ارزی ایران حالت انفجاری به خود گرفت.

ترامپ مخالف برجام و برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران است، اتحادیه اروپا هم مخالف برنامه موشکی برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران است، وضع بازار نفت هم متزلزل است. این شرایط، آخرین مراحل فشار در داخل سیستم اقتصادی ایران است. تحت چنین شرایطی آنچه مبرهن است، انفجار اقتصادی بازار ارزی کشورمان حتمی است که چنین اتفاقی هم افتاد.

کارگزاران اصلی اقتصادی ایران چندین نهاد و سرمایه دار بزرگ هستند. البته چند شرکت مقاطعه کار که اهل تجارت و متبحر در صادرات و واردات هستند نیز جزو کارگزاران اصلی اقتصادی ایران محسوب می شوند. کارگزاران اصلی اقتصادی ایران به عنوان صاحبان انحصار در فعالیت های تولیدی، خدماتی و تجاری به شدت دلار خواه هستند.

وقتی که تهدیدهای اقتصادی دونالد ترامپ در آمریکا و همچنین تهدیدهای اقتصادی اتحادیه اروپا مبنی بر بازگشت تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح شد، کارگزاران اصلی اقتصادی کشورمان قبل از اینکه دلار کمیاب شود پیش دستی کردند و اقدام به خریداری دلار از بازار نمودند.

در خوشبینانه ترین شرایط، کارگزاران اصلی اقتصادی ایران برای اینکه کار و بار اقتصادی راه اندازند یا فعالیت های اقتصادی آن ها دچار اخلال نگردد، مقدار زیادی دلار خریداری و وارد خزانه کردند و برخی آن ها حتی از این طریق جیبشان را پر کردند، و اینگونه بازار ارزی کشور را تخلیه کردند. این را نباید فراموش کرد که همیشه یک عده آدم به اصطلاح اقتصادی در جریان بازارهای مالی و فسادهای مالی و شبه اقتصاد مالی حضور داشته اند و دارند.

این پیش دستی کارگزاران اقتصادی ایران تحت شرایطی به کل جامعه اقتصادی ایران سرایت کرد و ناگهان این پیش دستی به صورت هجومی سر باز کرد و به لایه های پایین تر جامعه ایران سرایت کرد. در جامعه ایران هم بورژوازی شهری متأسفانه به قدری تحت تأثیر پول پیدا کردن و کاسب کاری و روحیه خرید و فروشی قرار دارد که از وظیفه اصلی خودش غافل شده است؛ نه مهندس سرجای خودش است، نه دکتر سرجای خودش است، و نه اقتصاددان و همه آن ها نگاهشان به این است که چه زمانی کالایی گران یا ارزان می شود، و چه زمانی مناسب خرید یا فروش کالا است. پس نگاه و وجدان درونی جامعه ایران شده خرید و فروش و سود!

خریداری دلار وقتی به لایه های جامعه سرایت کرد اقشار مختلف مردم جلوی صرافی ها صف تشکیل دادند و این تشکیل صف همانا، و رسیدن صدای انفجار دلار به همه جامعه همان. این شد که دلار پلکان صعود را طی کرد.

چرا دولت در واکنش به انفجار ارزی در کشور سرانجام دلار را تک نرخی کرد و در این راستا بازار ارزی کشور را پلیسی کرد؟
دولت همیشه ادعا می کرده به مکانیسم بازار و روش های متعادل سازی بازار متعهد است. دولت همواره در جهت مکانیسم های عرضه و تقاضا بخش خصوصی را حمایت کرده است. دولت در این راستا دست فعالیت های بخش خصوصی را باز گذاشته است و همیشه در این خط حرکت می کرده است تا در واقع خودش را از قید خیلی تعهدات دولتی خلاص کند؛ نمونه بارز چنین سیاست هایی تعهدات دولت نسبت به آموزش و بهداشت جامعه بوده است. در مورد بهداشت اگر منصف باشیم سه سال پیش اقداماتی توسط دولت انجام گرفت، اما سیاست گذاری های این بخش به دلیل اینکه از پشتوانه لازم برخوردار نبود خود به خود متوقف شد. در سایر زمینه ها دولت به سمت خصوصی سازی و آزاد گذاشتن دست فعالان اقتصادی پیش رفته است و مکانیسم بازار برای دولت، مقدس و بیانگر همه واقعیت ها بوده است.

همین دولت ناگزیر به فشار، برخورد و روش های پلیسی متوسل شد. ابتدا دولت در جریان انفجار ارزی اخیر یک عده را بازداشت کرد و افزایش قیمت ارز را به آن ها نسبت داد، بعد هم گفته شد کار این عده نبوده است و افراد دیگری در افزایش نرخ ارز سهم داشته و مقصر بوده اند. بعد هم دولت و  عواملش «بگم نگم» درآوردند و در نهایت هم «پینه دوزی موقوف» و در حقیقت در بازار ارز را بستند!

اگر دولت قصد داشت چنین اقدامی را انجام دهد چرا موقعی که کسانی می گفتند، می گفتید این افراد قدیمی هستند، شما که نقطه نظرهای خیلی قدیمی تری را تعقیب می کردید. در نتیجه الان بازار ارز را تعطیل کردند اما آن پشت، فشار واقعیت دارد کار خودش را می کند.

آیا دولت می تواند همچنان نرخ دلار را ثابت نگاه دارد و از انفجار مجدد آن جلوگیری کند؟
ساختار اقتصاد ایران ساختار متقاضی برای دلار است. ایران وابستگی دلاری به بازار جهانی دارد و وضعیت نفت هم اکنون متزلزل است. چشم انداز تیره ای برای ایران در بازار نفت از حیث بازگشت تحریم ها یا افزایش تحریم ها وجود دارد؛ در نتیجه نمی توان انتظار داشت که این وضعیت یعنی تثبیت نرخ ارز پابرجا بماند. انفجار دیگری و افزایش قیمت های دیگری در راه است و البته ممکن است این انفجار توسط دولت به تعویق انداخته شود. در اقتصاد به چنین عملی «تورم سرکوب شده» می گویند.

در واقع تورم ارزی در آینده وجود خواهد داشت یا حتی تشدید می شود، اما دولت می خواهد این تورم ارزی را به صف تبدیل کند، یا حتی تورم ارزی را به جیره بندی و نوبت گذاری تبدیل سازد؛ اما غافل از آنکه در یک جایی این سیاست هم سر باز می کند و انفجار ارزی دیگر قابل کنترل نخواهد بود؛ نمونه آن هم کشور لهستان است که طی قرن گذشته این تجربه را پشت سر گذاشته است. برای همه این حرف هایی که بیان کردم هم نمونه های تئوری وجود دارد و هم نمونه های تجربی در دسترس است.

 مشکلات اقتصادی و معیشتی آغاز کننده اعتراضات دی ماه 1396 بود. در پاسخ به سؤال قبل مطرح نمودید که افزایش قیمت دلار متوقف نمی شود و با سیاستگذاری فعلی دولت روحانی مشکلات اقتصادی طی ماه های آینده مضاعف می شود. راهکار جنابعالی از لحاظ سیاسی و اقتصادی برای دولت و حاکمیت جمهوری اسلامی برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور جهت جلوگیری از بروز و ظهور مجدد تنش های سال 1396 چیست؟
عده ای در داخل کشور از حرکت اعتراضی مردم در دی ماه 1396 تحت عنوان آشوب یاد می کنند. اسم حرکت اعتراضی مردم در دی ماه 1396 را نباید آشوب و بلبشو گذاشت. حرکت اعتراضی مردم در سال 1396 متمدنانه ترین و انسانی ترین اعتراض مردم بوده است. چرا باید اینگونه با اعتراض مردم برخورد کرد؟ چرا عده ای پا به پای اصلاح طلبان به هراس افتاده اند و پشتشان می لرزد؟ مردم اعتراض دارند، مردم حقوقشان را می خواهند. تعادل آن زمانی حاصل می شود که مردم به حقوقشان برسند. بنابراین از همین جا بگویم که افراد یا جریان هایی که از حرکت اعتراضی مردم به نام آشوب نام می برند دارای گرایش ضد مردمی هستند. این عده خواست مردم را آشوب و به هم خوردن وضع کشور می دانند؛ خوب این اوضاع باید به هم بخورد چون اوضاعی است که مرتب نابسامانی ایجاد می کند.

در واقع دولت روحانی و جناح های اصلاح طلب و محافظه کار این دولت گمان می کنند که مردم هیچ حقی ندارند و اگر اعتراض مردم از حد بگذارد مقصر خود مردم هستند و نه سیاست هایی که دولت وضع کرده است، و این داستان سال ها است که ادامه دارد، سال ها است که این دولت خودی و غیر خودی می کند و دیگران را کنار گذاشته است، مخالفین خودش را سرکوب و از صحنه بیرون می کند و نمونه آن هم خود من و بسیاری افراد دیگر.

بنابراین من راه حلی برای این دولت ندارم، برای اینکه این دولت ما را از خودش نمی داند و ما هم این دولت را دولت خودمان نمی دانیم. من شوخی و رودربایستی ندارم. رئیس جمهوری که انتخاب می شود ولی حق انتخاب شدن برای دیگران قائل نیست معیوب است و اشکال دارد و نمی تواند نماینده واقعی مردمی باشد که در فراغ بال و با خاطری آسوده، بدون لکنت زبان و بدون ترس و لرز می آیند نماینده انتخاب می کنند.

بنابراین من راه حلی برای این دولت ندارم و راه حلی هم که می گویم می دانم این دولت نمی پذیرد، برای اینکه افق سیاست های دولت حسن روحانی در ته خط بر راه حل سرکوب استوار گشته است و بر همین اساس، مردم را آشوبگر قلمداد می کند و آن ها را از صحنه بیرون خواهد کرد.

اگر در آینده تورم افزایش پیدا کند و نرخ ارز دوباره شیب صعودی داشته باشد، این نرخ ارز بر روی قیمت ارزاق، قیمت مسکن، و در کل روی زندگی مردم تأثیر می گذارد. همچنین اگر حداقل دستمزد به لطایف الحیل کنترل شود و دستمزدها به گونه ای افزایش پیدا کند که هیچ کفافی به نیازهای طبقه کارگر نداشته باشد، چنین شرایطی خود به خود آشوب زا است، مگر اینکه دولت با یک جامعه گورستانی روبه رو باشد.

این شرایط خود به خود نارضایتی ساز است. اگر دولت ها این نارضایتی ها را نادیده گیرند و راه سرکوب را پیش گیرند و مردم را نامحرم بدانند یا وظیفه مردم را اینگونه تعریف کنند که همیشه سرشان را پایین اندازند، این نارضایتی ها می توانند ابتدا به اعتراض و سپس تبدیل به آشوب شوند و این آشوب، آشوبی نیست که لزوماً ما بگوییم از بیرون طراحی و ساخته و پرداخته شده است. بله، امپریالیست ها حتماً میل دارند از آشوب های اجتماعی بهره برداری کنند و می کنند هم، اما مردمی که اعتراض می کنند مقصر بهره برداری و سوء استفاده امپریالیست ها نیستند.

بارها گفته ایم که راه حل، توزیع عادلانه تر درآمد و ثروت است. راه رشد ایران از راه دخالت در امور بازتوزیع می گذرد. این موضوع را این دولت و حتی دولت احمدی نژاد، و حتی دولت خاتمی و دولت هاشمی رفسنجانی به هیچ عنوان قبول نداشته اند برای اینکه به سیاست های تعدیل ساختاری و نئولیبرالیسم اعتقاد دارند.

تأکید می کنم که دولت احمدی نژاد هم اینگونه بود و این گفته و گزاف گویی که احمدی نژاد یک دولت چپ بود اختراع کسانی است که در جریان مخالفین احمدی نژاد قرار داشته اند و قصدشان این بوده است که با یک تیر دو نشان بزنند. این عده از مخالفین احمدی نژاد دوگانه سخن گفته اند تا هم اعتراضات کارگری و چپ را از پیش روی خودشان بردارند و هم مخالف و رقیب خودشان را.

خیر، دولت احمدی نژاد نیز همین قدر سیاست های راست گرایانه و نئولیبرال داشت، گیرم مخاطبین آن ها با هم متفاوت باشند.

بنابراین من راه حل خودم را ارائه دادم، راه حل من این است و اگر دولتی نمی تواند باید صادقانه و شرافتمندانه بگوید که دولت توانایی ندارد، دولت اعتقادی به این راه حل ندارد و نمی تواند و می رود؛ اما این دولت ها می مانند.

یک نکته ای را باید گفت و این یک واقعیت است؛ این دولت ها می مانند برای اینکه می گویند آن ها مستظهر هستند به رأیی که مردم به آن ها داده اند. بله دیگر، وقتی آن انتخابات برگزار می شود و به هر حال نامزدی وارد صحنه می شود و رأی هم می آورد، در این جا دیگر مردم هستند که در نهایت بازنده می شوند و به آن دولت فرصت می دهند که سیاست های خاص خودش را دوباره ادامه دهد و این یک ناکامی برای مردم است. به هر حال بخش های مختلف دولت حتی اگر ریزش هم داشته باشند همچنان به کامجویی خودشان تداوم می بخشند.